|
|
|
و من کل شی خلقنا زوجین لعلکم تذکرون این آیه رو همتون باید دیده باشید. جاهای مختلف قرآن،کتب مختلف دینی و حتی روی دیوارها و پلاکاردها ها بعضی وقتها این آیه رو می بینید ولی کمتر کسی درست بهش توجه می کنه. و از همه چیز زوجی آفریدیم . اهمیت این آیه با کشف ذرات ریز اتمی و کشف این مطلب که همه ی آنها زوج هستند،برای همگان آشکار شد ولی وقتی از این آیه برای انسان استفاده می کنیم، اصولاً ربطش می دن به همسر و زن و شوهرو از این حرف ها. جهان های موازی مصدق این مطلب هستند که این آیه دقیقاً مصداقی برای خود ما دارد و آن هم وجود حداقل یک جهان دیگر درست عین جهان ماست.به کلمه ی عین دقت داشته باشید. یعنی بی شک درجای دیگری از این عالم بی کران در کهکشانی به نام راه شیری و بروی کره ای به نام زمین که همراه هشت سیاره ی دیگر به دور خورشید نامی می گردد،انسانی به نام و شکل شما در حال نگاه کردن به مانیتور است. انسانی که از همه لحاظ آینه ی شماست من قبلاً مقاله ای در مورد تنها نبودن ما بروی این عالم نوشتم. توجه داشته باشید که این دو مقاله هیچ ربطی به هم ندارند. در اصل این سومین مقاله از من در زمینه ی مشابه است که الان تفاوتشون رو براتون می گم مقاله ی اول که به نام دیروز، امروز و فردای بشریت بود در مورد دلایل وجود نسلی قبل از ما بروی همین زمین بود و تا حدودی ربط داشت به زندگی دوباره ی ارواح مقاله ی دوم که به نام آیا ما در این دنیا تنهاییم؟ نوشته شده بود، به این موضوع می پرداخت که چرا ما در این جهان نمی توانیم تنها باشیم و این مقاله کاری به اینکه در این جهان چه اتفاقی می افته نداره. می خواد بگه به غیر از جهانی که هم اکنون ما در آن هستیم، این امکان وجود دارد که بی نهایت جهان دیگر هم در این عالم موازی ما باشند. جهان هایی که دقیقاً عین هم هستند با یه سری تفاوت های جزئی اول از همه ، بزارید واژه ی "جهان های موازی" را تشریح کنم. می دانید که خاصیت دو خط موازی این است که هرگز به هم نمی رسند. یعنی اگر شما بروی کاغذی دو خط موازی بکشید، امکان اینکه این دو خط در بینهایت نیز به هم برسند وجود ندارد. این جهان ها نیز از لحاظ اینکه هرگز با هم برخوردی نخواهند داشت، موازی نامیده می شوند اصل نظریه ی جهان های موازی مطمئنم از شنیدن این حرف شاخ در میارید ولی امروزه معتبر ترین، پرطرفدارترین و درسترین نظریه ای که کیهان شناسان می توانند با آن بسیاری از مسائل را توجیه کنند این است که همه ی ما حدااقل یک خود دیگر یا به قول خودمون یک همزاد در کهکشانی داریم که از ما حدود 10 به توان 280 متر دورتر است. فکر اینکه یه یک با دویستو هشتادتا صفر جلوش یعنی چند متر هم سردرد میاره چه برسه بخوایم همچین فاصله ای رو ببینیم. جالبه بدونید دانشمندان دیگه حتی به این موضوع ها فکر نمی کنند که آیا واقعاً چنین جهان هایی وجود دارد یا نه بلکه بیشتر به انواع جهان های موازی می اندیشند وتعدادشون چرا ما قادر به دسترسی به همزاد های خود نیستیم؟ این دلیلی که الان می گم رو از خودم می گم چون جایی نبود که درست به این موضوع اشاره شده باشد گفتم که فاصله ی ما تا اولین خودامون، حدود 10 به توان 280 متره. امروزه بشر می تونه تا فاصله بسیاری دوری رو ببینه رو ببینه. اینو هم میدونید که هر روزه بر این فاصله افزوده می شه و انسان نقاطی رو می بینه که تا حالا ندیده بوده. ولی این چشم چرونی ها یه حدی داره. نباید حدس زدن این حد براتون خیلی سخت باشه. بله اون حد انفجار بزرگه. قبول کنید که ما هرگز نمی تونیم قبل از انفجار بزرگ رو ببینیم. اینکه چه مشکلات عظیمی در سر راه دیدن و شبیه سازی خود انفجار بزرگه بمانه ولی ما هرگز نمیتونیم قبل از زمانی رو ببینیم که زمانی وجود نداشته و مکانی رو ببینیم که فضا در اون تعریف نشده بوده و بهتر بگم ما قادر به دیدن نظامی نیستیم که نظامش کاملاً با ما فرق داشته ( نظام = نظام هستی نه نظام جمهوری اسلامی ایران و نه نظام دوبرره)یعنی این نظام هستی، این زمان و این فضا همه و همه با انفجار بزرگ بوجود آمدند پس برای ما قبلی معنا نداره. حالا چه این حرفو از من قبول بکنید چه نه من ادامه میدم فاصله ی ما تا انفجار بزرگ 14 میلیارد سال نوریه. هر سال نوری هم 9500000000000 کیلومتره پس یعنی فاصله ی ما تا انفجار بزرگ برابر 133000000000000000000000000 متره یعنی یک ممیز سه دهم ضرب در ده به توان 26 متر (از دسته این فرانت پیج مردم)خودتون تفاوت بین این دو عدد رو می بینید و لازم نیست بگم 26 کجا و 280 کجا( امیدوارم فکر نکنید حدود ده برابر بیشتره) پس تا زمانی که ما راز دیدن ماورائ انفجار بزرگ رو کشف نکردیم، خبری از همزاد جون نیست توجه: آموزش کیهان شناسی: وقتی ما با هر وسیله ای به جسمی نگاه می کنیم که یک سای نوری با ما فاصله داره، ما در اصل در حال دیدن آن جسمیم البته در وضعیت یکسال پیشش چون اون نوری که از جسم به ما رسیده، یک ساله پیش سطح اون رو ترک کرده و به ما رسیده. هرچی فاصله بیشتر شه ما می تونیم به زمانهایی برگردیم که زمینی نبوده و جهان در آستانه ی تولید بوده . البته امروزه تنها می توانیم کوازار ها را ببینیم ( کوازار به کهکشانهای جوانی که در حال شکل گرفتن هستند می گن) ولی به هر حال هر وقت تونستیم 14 میلیارد سال نوری قبل رو ببینیم، اون رو به صورتی می بینیم که 14 میلیارد سال پیش بوده یعنی هنگام انفجار بزرگ و زمان زمان صفر بهتر درک کنید لطفاً فضای بیکران چیست؟ مسلماً از اسمش می فهمید که یعنی عالمی که هرگز تمام نمی شه و انتهایی نداره بهتر بگم یعنی همین عالم خودمون. اما تعریف کاملتری هم وجود داره . فضای بیکران یعنی فضایی که بالاخره یه جایی از اون، نامحتمل ترین اتفاقات هم میفته. فضایی که هیچ چیز نه تنها در آن غیر ممکن نیست بلکه وجود هم دارد. از اینکه یه سیب رو ول کنی بره بالا بگیر تا دیو و پری و هرچیزی که به نظرمون احتمال وجودش صفر مطلقه. از این نوع فضاها زیاد وجود داره. چیزی که حالا به ذهنم می رسه یکی دنیای تخیلات انسان. شما می تونید تو این دنیاتون، هر چیزی رو ممکن کنید. هیچ کی نمی گه امکان نداره تو بتونی تو خیالت از دیوار رد شی یا دیو سپید رو از پای در بیاری. همین الان که دارم اینارو می نویسم هم تمام این کارهارو تو خیالاتم انجام می دم. پس دنیای خیالات هرکس یه فضای بیکران به حساب میاد و شما هم خدای اون دنیایید. در اصل خدا این قدرتو بهتون داده که بتونید راحت تر به قدرتهای خدا پی ببرید و بفهمید همون طور که شما به محض اینکه اراده می کنید می تونید هر چیزیرو تو ذهنتون امکان پذیر کنید، خداهم برای تسلط بر این عالم احتیاجی به چیز خاصی نداره. یکی دیگه از این نوع فضاهای بیکران، عالم فیلمه. آره همین هالیوود. دیگه چیزی نیست که به تصویر کشیدنش تو هالیوود غیر ممکن باشه. البته این یکی رو خدا نداشته که از این استنباطها ازش بکنید. تا یه فیلم بیاد ساخته شه خیلی ها جونشون در میاد که این اصلاً مصداق جالبی برای به تصور کردن قدرت خدا نیست. ولی خیلی نامردید بعد از این حرفام بگید نه بازم قبول ندارم یه همزاد درست مثله خودم وجود داره. با اینکه مطمئنم الان همتون همزادتون رو جولو چشم خودتون مجسم کردید. یعنی واقعاً فکر کردی تو نیم وجبی می تونی همزارتو بسازی ولی خدا به اون عظمتش نمی تونه؟ از این بحث که بیایم بیرون فکر نکنید که تنها دلیل وجود جهانهای موازی همین اصل فضای بیکرانه. نه حالا کم کم دلیلارو براتون شرح می دم. این تازه قابل فهم ترینشون بود آیا واقعاً سفر در زمان امکان دارد؟ سرعتی فراتر از سرعت نور دانشمندان چندین راه برای مسافرتهای زمانی بیان کرده اند. اولین راه از طریق تئوری نسبیت خاص انیشتین است. پس بزارید اول اصل تئوری رو بگم تا بعد. طبق این نظریه تنها مطلق موجود در جهان سرعت نور است و بقیه ی موارد بر حسب سرعت نور متغیرند. حتماً فرمول معروف این نظریه را شنیدید. همون انرژی برابر است با جرم در نور به توان دو. انیشتین بعد از این تئوری، نظریه ی نسبیت عام خود را داد که اینجا به کارمون نمیاد. خب حالا ببینیم زمان چه جوری می خواد تابعی از سرعت نور بشه. طبق گفته ی نابغه ی مذکور، هرچی شما تندتر حرکت کنید، زمان براتون کندتر می گزره. این تئوری اینجوری آزمایش شد که یه ساعت رو گذاشتن رو زمین و ازش فیلم گرفتن و یه ساعتم گذاشتن تو یه سفینه و از اونم فیلم گرفتن. به وضوح مشاهده شد که ساعت زمینی کندتر حرکت می کنه.بهتر بگم اگه شما برید روی سیاره ی عطارد زندگی کنید، عمرتون خیلی بیشتر از وقتی میشه که رو زمینید و واقعاً هم می شه حالا این حرفا چه ربطی به مولتی یونیورسو این چیزا داره رو الان بهتون میگم قبول دارید که هرچی سرعتمون زیاد شه زمان برامون کندتر می گزره. یعنی هرچه به سرعت نور نزدیک بشیم زمان آروم و آروم تر می شه تا برسیم به سرعت نور. حالا چی می شه؟ به طور طبیعی سرعت سفر میشه. حالا به این سوال جواب بدید. اگه از سرعت نور هم رد شیم چی میشه؟.............آفرین می دونستم عمراً بتونی بگی. شوخی کردم. بله همون طور که حدس می زنید زمان برعکس می شه. راحت تر بگم ، نه دیگه از این راحت تر بلد نیستم. فقط تورو خدا نخواین این تئوری رو با ساعتی که رو دستتون می بندید امتحان کنید که همینام که تاحالا گرفتید می پره. خب مسلماً اگه زمان به جای اینکه به جلو بره، بره عقب پس شما به محض عبور از سرعت نور وارد گذشته شدید. یعنی در زمان سفر کردید آیا واقعاً این اتفاق میفته یا فقط این یه تئوریه؟ جواب این سوال بستگی به تعریف شما از تئوری بر می گرده. تئوری یعنی اتفاقی که از لحاظ منطق و عقل درسته ولی هنوز در دنیای حقیقی امتحان نشده. یعنی ما الان با دلیل باید قبول کرده باشیم که اگه از سرعت نور رد شیم به عقب بر می گردیم ولی دو تا مشکل رو واقعیت جلومون می زاره مشکل اول اینکه هرجسمی که به سرعت نور برسه جرمش به سمت بینهایت میل می کنه و هرگز نمی تونه شتاب لازم رو برای عبور از سرعت نور بگیره. این هم البته تقریباً یه نظریه است ولی خیلی محکم تر از تئوری های بالاست.البته از من اینو قبول کنید که این قانونن مشکل بزرگی سر راه بشر نمی زاره. تقریباً یک سال پیش شرکت سامسونگ یه دیسک درست کرد که 30 گیگابایت ظرفیت داشت. چندهفته پیش شرکت اپل دیسکی ساخت که 500 گیگابایت ظرفیت داشت. مدتی هست که کشف شده می شه با یونیزه کردن هوای اطراف یک جنگنده ی هوایی، سرعتشو تا 6500 کیلومتر در ساعت افزایش داد. البته این خبر رسماً به دلایل امنیتی منتشر نشد ولی از من قبولش کنید. شما می تونید در مقاله ی آیا ما در این عالم تنهاییم، دلیلشو پیدا کنید.بدون شک خیلی زود این سرعت هم چندین برابر می شه.این روزا انقدر سرعت پیشرفت علم زیاد شده که جای هیچ تعجبی نیست که اگر همین الان اخبار رو بگیرید بگه دانشمندان سرعت نور رو شکستند. امروزه هر دوهفته یک بار علم بشر دو برابر می شه و به علت تصاعدی که داره تا سال 2020 این مدت به یک ساعت می رسه. خب خیلی هم از بحثمون دور نشیم. به هرحال این دلیلی نیست که بتونه تن دانشمندان رو بلرزونه اما مشکل دوم چیه. این بحث خیلی پیچیده ایت و برمیگرده به دنیای تاکیون ها. به گفته ی بزرگان این علم، سه نوع ماده یا هرچی که می خواین اسمشو بزارید، تو این فضای بیکران وجود داره. اولیشون ذرات هستند که به وفور روی زمین خودمون یافت می شن. به طور کلی هرچی که سرعتش از سرعت نور کمتر باشه جز ذرات به حساب میاد. یعنی من و شما به همراه کهکشان راه شیری و بیگیر برو بالا تا آخر همه ذره هستند. دومین نوع کع بازم اینورا یافت می شه فوتونها و پرتوهای انرژی هستند که با سرعت نور حرکت می کنن. نوع سوم تاکیون ها هستند. اجسامی که سرعت فرانوری دارند. این نوع به هیچ وجه در این عالم وجود نداره و منحصراً مربوط می شه به یک عالم دیگه با نظامی کاملاً متفاوت از این نظام. حالا چه جوری از سد این مشکل رد شیم؟ یعنی اینکه از کجا معلوم وقتی سرعت نور رو رد کردیم نریم تو عالم تاکیون ها و بریم به گذشته؟ تو یه مقاله دیدم نوشته بود عمده ترین تفاوتی که نظام تاکیون با نظام ذره داره اینکه تو اون نظام معلول قبل از علت بوقوع می پیونده ولی می دونید که تو نظام ما به دون شک علت باید اول اتفاق بیفته و بعد معلول. به نظر من این خیلی مشکل ساده ایه. یعنی تو خود اون مقالم جواب خودشو داده. اگه جای علت و معلول عوض شه خب قاعدتاً یعنی چه اتفاقی افتاده. به جای اینکه از طرفی بریم که اول علت رو ببینیم بعد معلول رو، اول معلول رو می بینیم بعد علت رو. آفرین یعنی ما داریم برعکس می ریم نه اینکه نظام برعکس شده باشه.در واقع ما داریم تو زمان عقب می ریم. به نظر می عالم تاکیون ها یه ماهیت خاصی داره.بیشتر بهش میاد مولتی یونیورس در خود این عالم قرار گرفته باشه نه اینکه خودش یه جهان منحصر به فرد باشه. البته مواردی که درباره ی دنیای تاکیون ها گفته می شه بسیار شبیه تعالیمیست که ماها در دین درباره ی دنیای آخرت مخصوصاً بهشت یادگرفتیمه ولی به نظر نمیاد با رد شدن از سرعت نوری بری بهشت پس محکمترین احتمال اینکه با عبور از سرعت نور ما میتونیم به گذشته بر گردیم. تا اینجاش که اصلاً به جهانها ی موازی ربطی نداشته ولی الان به یه مشکل می خوریم که مجبوریم تن به جهان های دیگه بسپاریم. رفتن به گذشته یه جمله ایه که خودش نفیص خودشه. به اصطلاح می گن "پارادوکس پدربزرگی " داره. منظور اینکه اگه شما برید گذشته و پدربزرگتون رو بکشید پس شما چه جوری متولد شدید در حالی که نسلتون سالها پیش مرده؟ اینجاست که باید قبول کنیم ما در واقع به گذشته ی خودمون نمی ریم و در اصل می ریم به یکی از بینهایت جهان های دیگه که زمانش مطابق با زمانیه که بابابزرگمون داره توش زندگی می کنه. در اصل ما همزاد بابابزرگمون رو می کشیم نه اصل پدربزرگ خودمون رو. اوووووووووووووه کلم صوت کشید خب سوال اینجاست که این جهان ها کجان؟ اگه به سرعت نور نرسیدیم چی؟ آیا راه دیگه ای برای این سفر زمانی و برای رفتن به یک جهان موازی دیگه هم هست؟ اینکه اینا کجان! حق با شماست من چنان میگم اینا انگار پرتقاله. حرف از بینهایت جهان به بزرگی همین جهانیه که الان توشیم. خب توجیهیش خیلی هم سخت نیست. مثلاً همین پرتقال.. ماها همه یه مشت پرتقالیم رو یه درخت و میشه گفت صدتا درخت تو یه باغ. ولی این دلیل نمی شه دیگه باغی نباشه. ما بود و نبودمو از وقتیه که انفجار بزرگ اتفاق افتاد. اون سیاه چاله ای که از این انفجار به جا مونده به منزله ی در این باغ بزرگه. و درست پشت این در، هزاران، نه ، میلیارها، اصلاً بهتر بگم بینهایت دره دیگه وجود داره. بینهایت سیاه چاله که همگی روزی شاهد یک انفجار بزرگ بودند و امروزه هم همونطور که هنوز این انفجارها ادامه داره، هنوز هم جهان هایی در حال اضافا شدن هستند و ما فقط داریم تا در باغ بریم و بیایم. البته همیشه یه راه دیگه ای هم هست. اصولاً همگی در اصل دودره بازی تخصصی منحصر به فرد داریم. لازم نیست همیشه برای رفتن به جایی از در وارد شد. راه های رسیدن به خداروهم که تو فیلم دیدید. آفرین بر تو که گرفتی منظورم چیه. دو میانبر برای رسیدن به جهان های موازی وجود داره. اولی سیاه چاله هاست و دومی کرم چاله هاست.در مورده سیاه چاله ها به تفصیل در دو مقاله حرف زدم. چندین مشکل بر سر عبور از سیاه چاله ها وجود داره. اول اینکه ما دقیقاً نمی دونیم مرکز یه سیاه چاله کجاست. اینم بگم که این نظریه که ما داخل یه سیاه چاله هستیم هم مضخرفه. چون در اون صورت هرگز جهانمون رو به انبساط نبود.البته مشکلات دیگه ای هم هست. خب ریسکش خیلیه. خیلی احتمالش کمه بتونید از اون جاذبه رد شید و مشکل اصلی دیگه اینکه ما دو نوع سیاه چاله داریم. سیاه چاله ای که دور خودش می گرده و اونیکه نمی گرده. تا دلتون بخواد تو این دنیا سیاه چاله های نگرد وجود داره و اگه نگرده عین یه قیفه که تهش بسته است. یعنی وقتی اجسام رو می کشه داخل دیگه هیچ راه خروجی نداره و جسم تبدیل به پوچی کامل می شه ولی یه نوعی هست که می چرخه. این سیاه چاله های چرخان مثل یه گرداب به نظر میاین یا یه قیف که تهشم بازه. پس اگه از یه طرف به شدت بکشدت به سمت داخل، از طرف دیگه هم به همون شدت پرتت می کنه بیرون. یه چاه و یه چشمه. البته بازم ریسک این نوع سیاه چاله ها زیاده ولی علت اصلی که زیاد روش فکر نمی کنن اینکه این نوع سیاه چاله تعدادش محدوده و خب نزدیکترینش به ما اونقدر دور هست که برگردیم بریم دنبال همون سرعت نور خودمون
از مبحث ساده ی سیاه چاله که خارج بشیم، باید بریم سراغ یکی از محبوب رین کشفیات بزرگان به نام کرم چاله. احتمالاً یا اصلاً نمی دونید کرم چاله چیه یا اطلاعاتتون خیلی محدود می شه. البته توضیح دادنشم خیلی سخته و من بیشتر دلم می خواد تو یه مقاله مفصل در موردش حرف بزنم. اینجا بیشتر لازمه بدونید چیه. برای درک بهتر کرم چاله یه سری می زنیم به نابغه ی قرن 20، جناب آقای آلبرت انیشتین و ازشون می خوایم بگن نظریه ی کرم چاله از کجا سردر میاره؟ اینجوریکه در گوش من می گه باید اول براتون نظریه ی نسبیت عامشو بگم بقیه اش خدا بزرگه نسبیت عام به گفته ی انیشتین هر جسمی در فضا انحنا ایجاد می کنه. بزارید با یه مثال بگم. برید دو تا از اطرافیانتون رو صدا بزنید تا با کمکشون یه مدل ساده از فضا و جرم های درونش بسازیم. صدا زدید؟ خب به اون دو نفر بگید لهافی رو که الان رو تختخوابتونه بردارند و از دو طرف محکم بکشن. یه جوریکه لهاف صاف صاف بشه. حالا شما یه پرتقال بردارید و بندازید وسط لهاف. می بینید که پرتقال یه انهنایی و گودی ای روی لهاف ایجاد می کنه. حالا اگه یه جسم کروی کوچیکتر مثل تیله ی خودمون رو روی لحاف رها کنید می بینید که پرتقال اون جسم رو مپل گردابی به طرف خودش می کشه. امیدوارم به مدارهای ایجاد شده اطراف پرتقال توجه کرده باشید. منظورم همون مسیریه که تیله روش حرکت می کنه تا به داخل پرتقال سقوط کنه.اگه مقاله من رو که درباره ی دلیل بیضی بودن مدارها نوشتم خونده باشید، یه جا اشاره کردم که مدارها ثابتند و سرعت باید تغیر کنه و گفتم دلیلش یکم سخته. دلیلش همین بود البته احتمالاً می پرسید که چرا پس زمین هم مثله تیله روی خورشید سقوط نمی کنه؟ اینو صادقانه از من قبول داشته باشید که نه ماها روی یه تیله زندگی می کنیم نه خورشید اندازه ی یه پرتقاله.منظورم اینکه در واقعیت و با اون ابعاد یه سری نیروهای دیگم پا روی لهاف می زارن، مخصوصاً گرانش. انشا الله یه مقالم در باره ی این نظریات معرکه و دردسر ساز انیشتین براتون می نویسم خب برگردیم! حالا همین لهاف رو یه تا بزنید تا دولایه بشه. بهتره از اینجا به بعدشو تو ذهنتون بسازید.بین این دو لایه یه کم فضای بازم هست که فقط هوا توشه. حالا فرض کنیم دوتا پرتقال از دوطرف روی این دو لای لهاف قرار دادیم. یعنی گذاشتیمشون روی دو طرف لهاف، یکی بالا و یکی پایین. البته مسلمه که اونیکه پایینه میفته چون ما روی کره ی زمینیم و جاذبه زیاده ولی توی فضا دیگه نمیفته. پس ما دو تا سیاره یا هرجسم دیگری داریم که همزمان دارن تو دوفضای جدا از هم انحنا ایجاد می کنن. حالا اگه تصادفاً این دو جسم دقیقاً در یک راستا قرار بگیرند، این دو انحنا به هم می رسن و مثله یه تونل این دو فضا رو به هم وصل می کنن و مسافت چند میلیارد سال نوری تبدیل می شه به چند صد هزار کیلومتر. خیلی ساده تر از اونیکه تصورش رو بکنید یا می رسیم به اونطرف عالم یا اصلاً وارد یه عالم دیگه می شیم. دقیقاً عین اینکه دوخط موازی رو با یه خط متقاطع به هم وصل کنیم، دو جهان موازی هم بوسیله ی یک کرم چاله به هم وصل شدند. حالا شاید بهتر بفهمید چرا بهش می گن کرم چاله
امیدوارم از حرفای من این برداشتو نکرده باشید که دیگه همه چیز حله و همکنون یه سفینه منتظرتونه تا برسیونتتون به جشن تولد همزادتون یادتون باشه همیشه یه گیری هست. می دونم دیگه داره حوصلتون سر می ره. نصیحت می کنم همین الان پاشید برید یه چایی ایرانی درست کنید ، لم بدبد و یکم موسیقی قشنگ قشنگ گوش بدبد، بعد دوباره بیاید تا ببینیم گیره کرم چاله چیه چرا کرم چاله نه؟ درسته که ما بوسیله ی کرم چاله ها می تونیم یه تونل بزنیم به جهان های دیگه ولی توجه داشته باشید که چقدر امکان داره همزمان این دو سیاره روی هم قرار بگیرند و ایجاد کرم چاله کنند؟ البته با اینکه تعدادشون کمه ولی دانشمندان می تونید مکان و زمان وقوع یه کرم چاله رو پیش بینی کنند ولی گیره اصلی اینجاست که خیلی زودتر از اونکه بتونید این تونل رو به پایان برسونید، عمر کرم چاله ای که توشید تموم میشه. به هرحال هر دو سیاره در حال حرکتند و خیلی سریع از هم دور می شن. مایوس نشید که اینم یه راهی داره و راهش استفاده از ضد ماده هاست. ضد ماده ها موادی هستند که.....بزارید یه جور دیگه بگم.ما یه ماده داریم، یه ضد ماده. مثل وقتی که تو آینه نگاه می کنید. شما . تصویرتون دقیقاً عین همه با یک تفاوت که چپ و راستتون با هم فرق دارن. ماده و ضد ماده هم عین هم هستند ولی بار الکتریکی متفاوت دارن. ماده و ضدماده در زمان انفجار بزرگ به وفور بوده ولی به مرور ماده بر ضد ماده قلبه کرده و امروزه بکلی ضدماده ها از بین رفتند. حالا اینجا یه خبر خوب براتون دارم یه خبر بد. خوب اینکه دانشمندان تونستند مقدار اندکی ضد ماده در آزمایش گاه ها تولید کنند و خبر بد اینجاست که برای عبور از کرم چاله ما حداقل به مقداری ضدماده برابر جرم مشتری نیاز داریم. خب والا چی بگم؟ بزارید تا اینجاشو یه مروری بکنیم برای مسافرت در زمان و به عبارتی رفتن به جهان های موازی دیگر ما سه راه پیش رو داریم بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم که شتاب می خوایم و درضمن باید به گرما هم عادت داشته باشیم چون به احتمال زیاد تبدیل به انرژی می شیم بریم وسط یه سیاه چاله که خب خدا می دونه آخر و عاقبتمون چی می شه و می تونیم یه کرم چاله ی خصوصی بگیریم که ای تقریباً یه هزارتایی ضدماده می خوایم. البته هزار برابر جرم زمین منظورمه تا اینجاش که خیری ندیدیم ولی به یه سوال مهم رسیدیم. یعنی خودم رسیدم ولی حدس می زنم به ذهن شما هم خطور کرده باشه سوال مهم کنکوری برفرض که تئوری اعصاب خورد کن جهان های موازی درست باشه و بگیریم طبق مطالب بالا بینهایت جهان و بینهاین انسان عین ما باشه. مسلماً جهان ما که اولین جهان نبوده. یعنی ما وسط این جهان ها قرار گرفتیم البته از لحاظ زمانی می گم. درسته که ما هنوز تکنولوژی لازم برای رفتن به گذشته رو نداریم ولی چرا اون همزادجون های ما که از ما پیشرفته ترند نمیان اینطرف؟ بهتر بگم به هر حال باید جهانی وجود داشته باشه که مثلاً یه میلیون سال از ما جلوتر باشه و به این قدرت رسیده باشه که بیاد اینور. پس چرا نمیاد؟ از اونجایی که این سوال به ذهن خودم رسیده و در شعاع 1000 کیلومتریم هم کسی رو برای جواب دادن ندارم، پس مجبورم اونقدر فکر کنم تا خودم به یه جایی برسم. و خب قسمت خوبش برای شما اینجاست که من قبلاً این مرحله رو پشت سر گذاشته و جواب هامو می خوام براتون بنویسم جواب اول: وقتی می گم بینهایت جهان موازی وجود داره یعنی نکه فکر کنید به ازای هر سال یه جهان است. بهتر بگم حتی فکر نکنید به ازای هر ثانیه یه جهان هست. بلکه به ازای هر هزارم ثانیه و هرچی که ریزتر هم برید جهان هست. اگر بخواین برید به سال 1340، بینهایت جهان هست. اگر بخواید برید به ماه اسفند باز هم بینهایت هست. و وقتی که میرید به ساعت 12 و 22 و 43 ثانیه روز 18 ام اسفند 1340 هم باز بینهایت جهان سرراهتونه. دلیلی نیست که حتماٌ برید به یه جهان خاص و صد البته اونایی هم که از آینده میان هم دلیلی براشون نیست که از بین بینهایت راهی که دارن، صاف بیان تو این دنیا.توجه کنید که چقدر احتمالش کمه. بحث یک هزارم و یک میلیاردم که نیست. بحث یک از بینهایت حالت ممکنه. به هر حال حق باشماست که بازم بگید شاید اومدن جواب دوم: شاید همین الان یه کاروان 100 نفری از سال 5000 روی سیاره ی ما فرود اومدن و اما مبحثی امروزه بیان می شه به نام ریسمان های فضایی. بزارید این مطلب رو جدا در مقاله ی دیگری توضیح بدم ولی در همین حد بدونید که می گن فضا دارای بینهایت ریسمان کیهانیست که قطرشون از قطر هسته ی اتم هم کمتره ولی فشار بسیار زیادی رو می تونن تحمل کنند. در ضمن می تونن باعث ایجاد اختلال در فضا بشن و و و بزارید این مقاله رو با یک جمله تفکر برانگیز به پایان رسونم پرافسور ویکتور استنجر، استاد دانشگاه هاوایی می گه: اگه واقعاً تئوری جهان های موازی درست باشه، برای عبور از یک جهان به جهان دیگر احتیاجی به سیاه چاله، کرم چاله یا عبور از سرعت نور نیست. بلکه هر انسان تنها با یک پلک زدن از جهانی به جهان دیگر می رود بزارید بگم پایان نوشته شده توسط مهدی نمازی 12/14/2005
|