|
|
|
و آنگاه روزی می رسد که مهدی موعود با شمشیرش قیام می کند و جهان را به داد می رساند بچه که بودم، وقتی مشابه این جمله رو خانم معلممون بهمون می گفت، اولین سوالی که پرسیدم این بود که چطور مهدی می خواد با شمشیر مبارزه کنه در حالیکه پیروزی شمشیر بر بمب و شاتگان غیر ممکنه؟ اون روز خانم معلممون خیلی ساده گفت وقتی امام بیاد، همه ی سلاح ها از کار می افتن و فقط از همون شمشیرو اینا می شه استفاده کرد. یکم که بزرگتر شدم و دیگه راهنمایی می رفتم، بهمون گفتن تو اون روز فرشته و جن ها به کمک امام میان و نمیزارن کسی دستشو روی کلید پرتاب موشک بزاره و از این حرفا. اون دوران ها سپری شد و منم مثل خیلی ها رفتن دبیرستان. اونجا یه دلیل بهتر برام اوردن: " خب اون زمان که نمی تونسته مثلاً پیامبر بگه مهدی با بازوکا قیام می کنه. برای اونا موضوع رو با امکانات همون دوران توضیح می دادن ما هم فقط همینارو میدونیم".ولی بازم قانع کننده نبود. یعنی پیامبر اسلام که کلامش، کلام خدا بوده، نمی تونسته یه جوری موضوع رو بیان کنه که به درد امروز هم بخوره. هنوز مردم دارن حرفای قرآنو کشف می کنن و حتی بعضی از حرفای خدا برای دوران ما هم زوده ولی 1400 سال پیش مطرح شده. اون روزا دیگه به این موضوع فکر نکردم تا اینکه یه روز که داشتم می رفتم دبیرستان، توی راذیو تاکسی یه جمله از انیشتین گفت:" من نمی دونم مردم تو جنگ جهانی سوم با چه سلاح هایی به هم حمله می کنند ولی مطمئنم تو جنگ جهانی چهارم سلاحشون فقط سنگ و چوبه". بی تعارف از این جمله نمیشه گذشت. متاسفانه خیلی معنی داره. اگه همین الان هم جنگ جهانی سوم شروع بشه و کشورها همه ی سلاح های مخفی شون رو به کار ببرن، خسارتی به کشورهای جهان وارد می شه که هرگز قابل جبران نیست. جدا بر اون که میلیاردها نفر جونشون رو از دست میدن، دیگه هیچ بمبی روی زمین نمیمونه. هیچ سرمایه ای برای ساختن یه نیروگاه اتمی نیست. خیلی از اطلاعات از بین رفته. دانشمندان مردن و تنها چیزی که باقی مونده فقر و بدبختیه. اگه بشریت به بودنش ادامه بده دیگه مجبوره بره سراغ همون شمشیر و تیرکموناش. حالا شاید بهتر بشه فهمید مهدی چطور می خواد بیاد و با شمشیر بجنگه بدون اینکه عده ی زیادی از بین برن اگه خوب به این حرفا فکر کنی مطمئناً یه چیزه به ذهنت خطور می کنه. اگه قبلاً یه بار این اتفاق افتاده باشه چی؟ آیا امکان داره میلیو ها سال پیش باز هم نسل دیگه ای از انسان ها زندگی می کردن؟ یه نسل تکامل یافته؟ یک تمدن پیشرفته؟ خب حالا من چند تا از اتفاقاتی رو که روی همین زمین میفته و کسی بهشون توجه نداره رو براتون تشریح می کنم. از کلام خدا شروع می کنم. خدا بارها در باره ی حضرت آدم حرف زده. یه آدمی که کاملاً خلق شده بوده و بعد به هر دلیلی به زمین فرستاده شده. هیجا بحثی از تکامل تدریجی انسان نیست. امروزه ثابت شده که نسل ما از تکامل میمون ها بوده. پدران ما نئاندرتالهایی بودن که حتی حرف زدن هم بلد نبودن. تا قرنها بین اونا و حیوانات تفاوتی نبوده. ولی این قابل قبول نیست که پیامبر خدا و کسی که باید علم زیادی داشته باشه یه میمون یا نئاندرتال بوده. اگه اینجوری بود انسانهای اون روزگار حداقل باید حرف زدن رو بلد بودن. ولی این طور نبوده. امروزه فهمیدیم که تکامل عقل موروثیه. من یه میزان عقل خام دارم، به مرور تکمیلش می کنم و وقتی هوشم به خاطر تمرین و تلاش افزایش یافت، این هوش مضاعف و البته خام رو به پسرم انتقال میدم و این فرایند ادامه پیدا می کنه تا عقل بشر کامل بشه و همه در یه سطح باشن.با این حساب هوش انسانهای هزاره های گذشته باید خیلی از ما کمتر باشه. البته اینجا حالت تصاعد داره که به این بحث مرتبط نمی شه ولی اونچه که مسلمه علم می گه نمی شه جد ما همون آدمی باشه که خدا برای اولین بار خلقش کرده. یادتون نره که خلق آدم موجب شگفتی فرشتگان بوده. حتماً تفاوتی با بقیه ی موجودات داشته. حالا از کجا معلوم واقعاً ما بچه های همین آدم و حوا باشیم؟ شاید ما دومین نسل از انسان ها باشیم که بر روی زمین اومدیم. شایدم آخریش نباشیم حالا چند تا دلیل براتون میارم که یکم براتون درک موضوع راحت تر باشه هردویت که به راستگویی معروف بوده در یکی از کتابهاش در باره ی یک جزیره گفته:" در راهم به جزیره ای رسیدم که مردمش بروی اسبان آتشین می نشستند و به آسمان می رفتند." هردویت یه تاریخ نگار بوده و هیچ وقت نمیومده همچین دروغی بگه تا شهرتش رو از بین ببره. شاید واقعاً چیزی دیده اهرام مصر چی؟ به نظر من غیر ممکن بوده انسان در اون موقع می تونسته چنین کاری بکنه. ولی امکان داشته به یه سری اطلاعات دسترسی داشته. اطلاعاتی از گذشته ی دور یا حتی انسانهایی باقی مانده از نسلی که سالها پیش نابود شده. منطقی اگر چنین منبعی داشتن، بعد از ساخت اهرام، اونو از بین ببرن تا کسی به راز اهرام پی نبره. آخه فکرش هم احمقانست که اون انسانها حتی روش جلوگیری از تشعشات اورانیوم رو هم می دونستن تازگی میگن اطلاعاتی راجب به انسانهایی هم دوره ی دایناسورها پیدا شده حالا اینجا این سوال باقی می مونه که اونا چی بودن و چی شدن. اگه واقعاً این نسل از همون اول با آمدن یه پیامبر به زمین شروع شده باشه مسلماً بعد از گذشته چند هزار سال خیلی تکامل یافته تر از امروز ما بودن و باید تمدنی بسیار پیشرفته داشته باشن. بمب هایی بسار قوی تر و اسلحه ها یی که هزاران بار از اسلحه های امروزی مرگبار تر بودن. جامعه عین یه مین حساس بوده. با سادهترین تحریک امکان داشته جنگی راه بیفته که هیچ کس از اون جون سالم به در نبره. جز عده ی محدودی که باید به نسل آینده گوش زد می کردن چه سرنوشتی در انتظارشونه. که اونهام نتونستن کاری بکنن اینکه چرا هیچ اثری ازشون نمونده هم قابل توجیه. بدن انسان خیلی زود تر از دایناسورها از بین میره. از نسل خود ما هم قبایلی بودن که امروزه دیگه هیچ اثری ازشون نیست. مایاها در امریکای جنوبی 5000 سال پیش بسیار پیشرفته تر از مصریان بودند. تقویم نجومی آنها و بناهایی که به پاکردند هنوز بی جواب مانده و بی جواب ترین سوال اینکه چه بلایی سر مایاها آمد که از انسانهاش هیچ اثری نمونده. ایناکه مال 5000 سال پیش بودن. چه برسه به انسانی که میلیون ها سال پیش زندگی می کرده این قسمت مبحثم امکان داره یکم کفرآمیز باشه ولی اگه خوب فکر کنید امکانش هست سوال اینجاست که چرا روند بودن ما با رویه ی نسل گذشته متفاوت بوده؟ نمی تونم بگم نسل اول انسانها یک شکست بوده یا یه تجربه برای خدا ولی یه چیزی امکان داره. تکمیل مغز انسان یه امر تصاعدی و این اواخر به حدی رسیده که می گن در کمتر از یک ماه، کل دانش بشر دو برابر می شه.اما فطریاتی که باید انسان رو از افکارشون حفظ کنن سینه به سینه تکمیل می شن و بشر تنها با تجربه می تونه فهم و شعورش رو افزایش بده. اگه قرار باشه هوش با شتاب افزایش پیدا کنه ولی شعور با سرعت ثابت، خیلی زود هوش فزون، افکار پلید می سازه و هیچ شعور تکمیل یافته ای نمی تونه جلویش بایسته. تنها راه برای جلوگیری از فوران هوش انسان این بوده که انسان به طور تدریجی به این شکل در بیاد و مثل دوره ی قبل از همون اول بطور تقریباً کامل به انسان داده نشه. درسته که پدران ما میمونهای نادانی بیشتر نبودند، اما همین نادانی پله ای شد برای پیشرفت همه ی امیال. این نسل همون نسلیه که می تونه به سعادت وعده داده شده برسه و خودشو نجات بده و آخرین سوال: اگه همه ی نشونه های قبل از بین رفته پس امروز از چی باید به این موضوع پی ببریم؟ و جواب من که حتماً متحیرتون می کنه: اون نشونه خود ما هستیم. البته همه نه ولی یه قشر خاصی از ما نشانه هایی از نسل گذشته باخودمون حمل می کنیم و بهتر بگم روح بعضی از ما از نسل گذشته است و این بار برای دومین بار به بدن یه انسان پیوند می خوره اینکه یه روح دوبار در این دنیا زندگی کنه یه پدیده ایه که نمی شه ردش کرد. بارها ثابت شده کسی برای بار دوم به زمین اومده. برای مثال در یک اتفاق واقعی پسر بچه ای 10 ساله در کالیفرنیا ی امریکا، پدر و مادر خود را برای اولین بار به لوس آنجلس برده و آنها را به مادری معرفی کرده که 10 سال پیش پسرشو از دست داده بوده. اینکه چطور تونسته اون منزل رو پیدا کنه تنها نشان دهنده ی اینکه او همان فرزند از دست رفته بوده قبول دارم شاید این داستان واقعی نباشه ولی همیشه یک حقیقت وجود داره که نمی شه ردش کرد. چرا بعضی از ما انسانها نسبت به سنمون و سطح جامعه یه پله بالاتریم. بحثی از هوش نیست. هوش یه چیزه مادیه ولی فطرت و شعور مال روحه. چرا بعضی ها انقدر انسان های فهمیده و خوبین؟تو همین کشور خودمون خیلی ها هستند که بودنشون رو وقف دیگران کردند. متاسفانه خیلی از ما این نشون در بدنمون هست ولی بهش گوش نمی دیم. نمی خوام بگم خودمم از اون کسانی هستم که دارم برای بار دوم زندگی می کنم. البته ردش نمیکنم و هیچ حسی هم نسبتش ندارم چون به انتخاب خودم نبوده.آرزو هم می کنم اگه حقیقت داشته باشه، ولی اگه درست باشه چی؟ اگه تو دفعه ی دومی باشه که اومدی چی؟ نمی دونم اگه حقیقت داشته باشه چه حسابی برامون آمادا شده ولی همه ی ما کوه گناهیم چه برسه یه سری گناهم از قبل طلبکار باشیم.بزارید یه اسم روی این دسته آدم ها بزارم:" انسانهای هادی". مسلماً بین هادی ها هم تفاوت بسیاره. خیلی از ماها اونقدر گناه کردیم که این حس تومون مرده یا زندانی گناهانمونه. ولی مطمئناً هادی هایی وجود دارن که اونقدر روحشون قوی باشه که حتی علمشون هم بسیار بیشتر باشه ولی چون خطر این علم رو می دونند از بیانش وحشت دارن. شاید انیشتن با بیان همین علم بعدها پشیماند ماند و در ازای اینکه به بشر بمب اتم را داد، یک جمله نیز به جای گداشت تا جبران کند و به همه بگوید که خطر در کنارشان است.آری، کوچکترین لغزش منجر به سخترین مافات می شود با تشکر از همه ی عزیزانم می گوم پایان مهدی نمازی 1384/9/4 11/25/2005 توضیحات رو می زارم بر طبق نظرات شما می نویسم. من هنوز دارم روی این مبحث کار می کنم و اگه به چیزه جدیدی رسیدم حتماً برا شما هم می گم اگه نظری در کار باشه
|